سيد محمد باقر برقعى

67

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

پُر از رفتن تو و كوچه‌هاى چراغانى * و ديگر ، حالا ! آبى آسمانم را و شبانه‌هايم را * از باور بال‌هاى تو و از نذر نامت دارم * امروز كه * هوس‌هاى هرزه‌گرد حسرت فرياد مىزنند و قاب‌ها در گلزارها عشق جار مىزنند . طرح هنوز هم در آينه مىبينم * عابرى عريان از كس و عصايى از عصارهء سبز ديروز به دست * از موازى مىپرسد : بىنهايت كجاست ؟